عاشقانه
عشق.عاشق.معشوق
کی میدونه من از کدوم نوع هستم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ هیچکس نمیتونه تصور کنه پشت هر وبلاگی چکسی وبا چه خصوصیتی نشسته. یه دوست وبلاگ نویس که چند وقت نیست میشناسمش به راست یا دروغ خودشو کشته.کی میتونه اینو باور کنه روزی که برای من پیام بزاره تو سفر بوده و تو جدا کشته میشه. ما ایرانی ها مردم زود باوری هستیم.چون من هم یه بار از این وبلاگ نویس ها ضربه خوردم برا ی شما میگم که ادما با احساسات هم بازی میکنن.حالا چه قسط داشته وچه نداشته. پس یه مقدار دخترای عزیز به پسر های وبلاگ نویس اعتماد نکنید. با تشکر از کسانی که این مطلب میخونن. دروغکی عاشق نشو..................که عاشقی راستی ميخواد قول و قرارای قديم......................نگو که يادت نمی ياد نگو که اون حرفهای خوب.............تمومشون يه قصه بود طفلی دل ساده ی من.................به پای کی نشسته بود به پای کی نشسته بود اين دنيا پر از انسانهايي است که در حالي که تو را مي بوسند در ذهنشان طناب دار تو را مي بافند. "دکتر شريعتي" کسی را که امیدوار است هیچگاه نا امید نکن ، شاید امید تنها دارائی او باشد . . . هر وقت خواستي بدوني کسي دوستت داره تو چشاش نگاه کن تا عشقو تو چشاش ببيني اگه نگات کرد عاشقه، اگه خجالت کشيد دراین شبهای بارانی فقط تنها تو میدانی که قصر پاک چشمانم نهاده روبه ویرانی... چقدر غمگین وتنهایم برایم از که میخوانی صدایت خسته وپردرد نخوان شعر پریشانی تو همچون روح ایمانی دراین ابهام وجدانی .. که در قلبونگاه من .... مثل یک قصه میمانی... اگر باز آییو با من....... بخوانی نغمه شادی .. در دایره عشق اگر باران بلا بارید ٬ عاشق آن است که از دایره بیرون نرود . . . ای کاش دنیا ساعت بود و من و تو عقربه های آن تا هر یک ساعت یک بار به هم میرسیدیم . . . ! ۲) آیا تا به حال با دیدن فیلم ترحمانگیزی به گریه افتادهاید؟! ۳) اگر با نامزدتان قرار داشته باشید و او یک ساعت بعد هم سر قرار نیاید چه کار میکنید؟! ۴) آیا دوست دارید به تنهایی به سینما بروید؟ ۵) اگر در ابتدای آشنایی با نامزدتان او بخواهد دست شما را بگیرد چه واکنشی نشان میدهید؟ ۶) آیا شما فرد شوخ طبعی هستید؟ ۷) به نظرتان مدیر توانایی هستید؟ ۸) اگر امکان داشت دوباره به دنیا بیایید دوست داشتید چه جنسیتی داشته باشید؟ ۹) آیا در آن واحد بیش از یک دوست صمیمی دارید؟ ۱۰) آیا به نظرخودتان فرد باهوشی هستید؟ پاسخ تست: شخصیت نوع یک؛ به شما تبریک میگوییم: شما برای همسرتان فرد بسیار جذابی هستید. حتی از منظر او شما زیبایی چشمگیری دارید. نه تنها ترکیب ظاهری زیبایی دارید. بلکه شخصیت شوخطبع و لطیفی دارید. شما فرد فرهیختهای هستید و میدانید که با همسرتان چگونه کنار بیایید و وقتتان را در اختیارش بگذارید.به این ترتیب است که شما فرد دلخواه او به شمار میروید. شخصیت نوع دو؛ کاملا" خوب: شما به راحتی همسرتان را جذب میکنید اما خودتان را به این راحتی در دام عشق گرفتار نمیکنید. شوخ طبعی تان او را وادار میکند تا با شما کنار بیاید. او از بودن در کنار شما احساس شادمانی بسیاری دارد. شخصیت نوع سه؛ بد نیست: شما نمیتوانید به خوبی نامزدتان را به خود جذب کنید. اما خصوصیات جالب توجهی دارید که او بتواند با تکیه بر آنها با شما کنار بیاید. سعی میکنید برای مشاهده امور مختلف دیدگاه یگانهای داشته باشید. شما در چشم دوستانتان فردی کاملاً صمیمی هستید. شخصیت نوع چهار؛ مواظب باشید:شما نمیتوانید نامزدتان را به خود جذب کنید چرا که دانش و ارزشهای غریزی انسانی والایی برخوردار نیستید. گاهی مواقع از خودتان بیتفاوتیهایی نشان میدهید به همین دلیل است که مورد پسند همسرتان نیستید . بي تو، مهتابشبي، باز از آن كوچه گذشتم، همه تن چشم شدم، خيره به دنبال تو گشتم، شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم، شدم آن عاشق ديوانه كه بودم. در نهانخانة جانم، گل ياد تو، درخشيد باغ صد خاطره خنديد، عطر صد خاطره پيچيد: يادم آم كه شبي باهم از آن كوچه گذشتيم پر گشوديم و در آن خلوت دلخواسته گشتيم ساعتي بر لب آن جوي نشستيم. تو، همه راز جهان ريخته در چشم سياهت. من همه، محو تماشاي نگاهت. آسمان صاف و شب آرام بخت خندان و زمان رام خوشة ماه فروريخته در آب شاخهها دست برآورده به مهتاب شب و صحرا و گل و سنگ همه دل داده به آواز شباهنگ يادم آيد، تو به من گفتي: - ” از اين عشق حذر كن! لحظهاي چند بر اين آب نظر كن، آب، آيينة عشق گذران است، تو كه امروز نگاهت به نگاهي نگران است، باش فردا، كه دلت با دگران است! تا فراموش كني، چندي از اين شهر سفر كن! با تو گفتم:” حذر از عشق!؟ - ندانم سفر از پيش تو؟ هرگز نتوانم، نتوانم! روز اول، كه دل من به تمناي تو پر زد، چون كبوتر، لب بام تو نشستم تو به من سنگ زدي، من نه رميدم، نه گسستم ...“ باز گفتم كه : ” تو صيادي و من آهوي دشتم تا به دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم حذر از عشق ندانم، نتوانم! “ اشكي از شاخه فرو ريخت مرغ شب، نالة تلخي زد و بگريخت ... اشك در چشم تو لرزيد، ماه بر عشق تو خنديد! يادم آيد كه : دگر از تو جوابي نشنيدم پاي در دامن اندوه كشيدم. نگسستم، نرميدم. رفت در ظلمت غم، آن شب و شبهاي دگر هم، نه گرفتي دگر از عاشق آزرده خبر هم، نه كني ديگر از آن كوچه گذر هم ... بي تو، اما، به چه حالي من از آن كوچه گذشتم خیلی سخته عاشق کسی بشی اما اون حتی ندونه دردتو از چشات نخونه قصه غمو علت لرزش دست سردتو خیلی سخته زندگیت فنا بشه واسه دیدن یه لبخند رو لباش واسه گفتن از امید و آرزو تو سیاهی غم انگیز شباش من نیومدم بگم عاشقتم چون از این حرفا پره گوش همه اشتباهه که میگن گریه مرد واسه زخمای تنش یه مرهمه من نیومدم بگم تو هم بیا مثه قصه ها بریم از این دیار یا که خیلی مهربون واسه من ادای عشقو در بیار تو می خوای برنده باشی می دونم به همه میگم ببازن جلو پات هر چی اسپنده به آتیش میکشم تا که چشمت نزنن بشن فدات تو می خوای پرنده باشی میدونم یه نفس هوای خوشبختی می خوای خودم آسمون هفتمت میشم تو فقط بگو بگو باهام میای. ! از خدا نمیگذرم اگه بخواد از تو و گناه تو بگذره ! خودکارم را از ابر پر مي کنم و برايت از باران مي نويسم. به ياد شبي مي افتم که تو را ميان شمع ها ديدم. دوباره مي خواهم به سوي تو بيايم.تو را کجا مي توان ديد؟ در آواز شب اويز هاي عاشق؟ در چشمان يک عاشق مضطرب؟ در سلام کودکي که تازه واژه را آموخته؟ دلم مي خواهد وقتي باغها بيدارند،براي تو نامه بنويسم. و تو نامه هايم را بخواني و جواب آنها را به نشاني همه ي غريبان جهان بفرستي. اي کاش مي توانستم تنهاييم را براي تو معنا کنم و از گوشه هاي افق برايت آواز کاش مي توانستم هميشه از تو بنويسم. مي ترسم روزي نتوانم بنويسم و دفترهايم خالي بمانند و حرفهاي ناگفته ام هرگز به مي ترسم نتوانم بنويسم و کسي ادامه ي سرود قلبم را نشنود. مي ترسم نتوانم بنويسم وآخرين نامه ام در سکوتي محض بميرد وتازه ترين شعرم به تو دوباره شب،دوباره طپش اين دل بي قرارم. دوباره سايه ي حرف هاي تو که روي ديوار روبرو مي افتد. دلم مي خواهد همه ي ديوارها پنجره شوند و من تو را ميان چشمهايم بنشانم. دوباره شب ،دوباره تنهايي و دوباره خودکاري که با همه ي ابر هاي عالم پر نمي شود. دوباره شب،دوباره ياد تو که اين دل بي قرار را بيدار نگه داشته. دوباره شب،دوباره تنهايي،دوباره سکوت،دوباره من و يک دنيا خاطره...
خدا رحمتش کنه
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
برات ميميره اگه سرشو انداخت پايين ويه لحظه رفت توي فکر بدون که بدون تو ميميره![]()
اگه سرشو انداخت و خنديد
و حرفو عوض کرد بدون که دوستت نداره…![]()


هم دين و
هم دردي
به دردي با تو پيوستم
ندانستم كه نا مردي
شبي پرسيدمش با بي قراري
كه غير از من كسي را دوست داري!؟
دو چشمش از خجالت بر هم افتاد
ميان گريه هايش گفت آري!!!!!!!!!!!!!
واژه ای که از لب فرشته ها چکیده است
دوست ، نامه است
نامه ای که از خدا رسیده است
نامه خدا همیشه خواندنی ست
توی دفتر فرشته ها
واژه ی قشنگ دوست ماندنی ست
راستی دلت چقدر
آرزوی واژه های تازه داشت
دوست گُلت رسید
واژه را کنار واژه کاشت
واژه ها کتاب شد
دوستت همان دعای توست
آخرش دعای تو
مستجاب شد ...


۱) بیش از همه دوست دارید به کجا سفر کنید:
الف) پکن: رجوع شود به سوال ۲ ب) توکیو: رجوع به سوال ۳ پ) پاریس: رجوع به سوال ۴
الف) بله: رجوع به سوال ۴ ب) خیر: رجوع به سوال ۳
الف) نیم ساعت دیگر صبر میکنید: رجوع به سوال ۴ ب) فوری از محل قرار میروید: رجوع به سوال ۵ پ) آنقدر صبر میکنید تا بیاید: رجوع به سوال ۶
الف) بله: رجوع به سوال ۵ ب) خیر: رجوع به سوال ۶
الف) از این کار امتناع میکنم : رجوع به سوال ۶ ب) برای مدت کوتاهی دستش را میگیرم: رجوع به سوال ۷ پ) پیشنهادش را قبول میکنم و دستش را میگیرم: رجوع به سوال ۸
الف) بله: رجوع به سوال ۷ ب) خیر: رجوع به سوال ۸
الف) بله: رجوع به سوال ۹ ب) خیر: رجوع به سوال ۱۰
الف) مرد: رجوع به سوال ۹ ب) زن: رجوع به سوال ۱۰ پ) اهمیتی ندارد: شخصیت نوع ۴
الف) بله: شخصیت نوع ۲ ب) خیر: شخصیت نوع ۱
الف) بله: شخصیت نوع ۲ ب) خیر: شخصیت نوع ۳


بخوانم.
دنيا نيايند.
هديه نشود.
| Design By : Night Skin |


.jpg)


























































