تبليغاتX
عاشقانه


عاشقانه

عشق.عاشق.معشوق

سلام گلای ناز من.انسانها چند نمونه هستن.دروغ گو ،راستگو،ابزیرکا،جلف،شیطان،و ان های که به ظاهر راستگو هستن........

کی میدونه من از کدوم نوع هستم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

هیچکس نمیتونه تصور کنه پشت هر وبلاگی چکسی وبا چه خصوصیتی نشسته.

یه دوست وبلاگ نویس که چند وقت نیست میشناسمش به راست یا دروغ خودشو کشته.کی میتونه اینو باور کنه روزی که برای من پیام بزاره تو سفر بوده و تو جدا کشته میشه.خدا رحمتش کنه

ما ایرانی ها مردم زود باوری هستیم.چون من هم یه بار از این وبلاگ نویس ها ضربه خوردم برا ی شما میگم که ادما با احساسات هم بازی میکنن.حالا چه قسط داشته وچه نداشته.

پس یه مقدار دخترای عزیز به پسر های وبلاگ نویس اعتماد نکنید.

با تشکر از کسانی که این مطلب میخونن.

نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت 13:14 توسط فرزانه| |

دروغکی عاشق نشو..................که عاشقی راستی ميخواد

قول و قرارای قديم......................نگو که يادت نمی ياد

نگو که اون حرفهای خوب.............تمومشون يه قصه بود

طفلی دل ساده ی من.................به پای کی نشسته بود

                           به پای کی نشسته بود

نوشته شده در چهارشنبه یکم مهر 1388ساعت 18:52 توسط فرزانه| |

دیدن لبخند کسانی که رنج می کشند از دیدن اشکهایشان دردناکتر است...

اين دنيا پر از انسانهايي است که در حالي که تو را مي بوسند در ذهنشان طناب دار تو را مي بافند. "دکتر شريعتي"

کسی را که امیدوار است هیچگاه نا امید نکن ، شاید امید تنها دارائی او باشد . . .

 

 

 

 

 

نوشته شده در دوشنبه سی ام شهریور 1388ساعت 20:19 توسط فرزانه| |

 

هر وقت خواستي بدوني کسي دوستت داره تو چشاش نگاه کن تا عشقو تو چشاش ببيني اگه نگات کرد عاشقه، اگه خجالت کشيد برات ميميره اگه سرشو انداخت پايين ويه لحظه رفت توي فکر بدون که بدون تو ميميره اگه سرشو انداخت و خنديد و حرفو عوض کرد بدون که دوستت نداره

نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388ساعت 10:58 توسط فرزانه| |

دراین  شبهای بارانی            فقط تنها تو میدانی

که قصر پاک چشمانم               نهاده روبه ویرانی...

چقدر غمگین وتنهایم             برایم از که میخوانی

صدایت خسته وپردرد              نخوان شعر پریشانی

تو همچون روح ایمانی             دراین ابهام وجدانی ..

که در قلبونگاه من ....         مثل یک قصه میمانی...

اگر باز آییو با من.......      بخوانی نغمه  شادی ..

نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388ساعت 10:56 توسط فرزانه| |

دختر خانمها لطفا شما کمی عجله کنید چون همیشه حق تقدم با خانمهاست و البته این مطالب خودم در مورد هر دو گروه: سير تكاملي مردان از نظر زنان: 15 سالگي = بزغاله 18 سالگي = نخاله 25 سالگي = باحاله 35 سالگي = آخر حاله 45 سالگي = بي حاله 55 سالگي = تاپاله 65 سالگي = مچاله 75 سالگي = تفاله 85 سالگي = زباله نکته هاي با مزه وحکمت آموز زن تو زندگيت مثل ويروسه!!! اگه وارد زندگيت بشه: 1. جيباتو Search مي کنه! 2. پولاتو Delete مي کنه! 3. خانوادتو Edit مي کنه! 4. ارتباط با دوستاتو Cut مي کنه! 5. دفترچه تلفن موبايلتو Scan مي کنه! 6. خوشياتو Cancel مي کنه! 7. آخرش هم مخت Hang مي کنه!!! زود باشید در قسمت نظرات جوکهای خودتون رو یادداشت کنید به امید پیروزی خانمها ........................................................................................................................................... 1- چرا مردها دارای وجدان پاکی هستند؟به این دلیل که هیچ گاه از آن استفاده نمی کنند 2- چرا مردها همیشه خوشحالند؟ چون آدم های بی خیال فقط می خندند 3- چرا روانکاوی مردها خیلی سریع تر نسبت به خانم ها انجام می پذیرد؟ زیرا هنگامیکه زمان بازگشت به دوران کودکی فرا می رسد، مردها همان جا قرار دارند 4- اگر یک مرد و یک زن با هم از یک ساختمان 10 طبقه به پایین بیفتند کدامیک زودتر به زمین میرسد؟ خانم، چرا که آقا راه را گم می کند 5- شباهت آقایون با آگهی های بازرگانی چیست؟ شما نمی توانید یک کلمه از حرف های آنها را باور کنید و هیچ چیز برای زمانی بیش از 60 ثانیه دوام نمی آورد 6- ورزش کنار دریای آقایون چیست؟ هر موقع خانمی را در بیک*ینی می بینند شکم هایشان را تو می دهند 7- به یک مرد با نصف مغز چه می گویند؟ با استعداد 8- فرق بین نرخ اوراق بهادار با مردها در چیست؟ نرخ اوراق بهادار رشد می کند 9- خدا بعد از خلق مرد ها چه گفت؟ من می تونم کارمو بهتر از این انجام بدم 10- 2 دلیلی که مردها به مسائل کاری خود فکر نمی کنند 1- فکری ندارند 2- کاری ندارند 11- در آمریکا به یک مرد باهوش و با استعداد چه می گویند؟ توریست 12- اگر آقایون هم باردار می شدند آنوقت خدمات پزشکی در مغازه های خواروبار فروشی هم ارائه می شد 13- آیا شنیده اید که مردی مدال طلای المپیک را از آن خود ساخت؟ او بعدا آنرا برنز رنگ کرد 14- یک وضعیت غیر قابل کنترل چیست؟ 144 مرد در یک اتاق 15- برای درست کردن پاپ کُرن به چند مرد نیاز است؟ 3 تا، یک نفر ماهیتابه را بر روی گاز نگه میدارد و دو نفر دیگر گاز را تکان میدهند تا گرما به تمام سطح ماهیتابه برسد 16- آقایون لباس هایشان را چگونه دسته بندی می کنند؟ "کثیف" و " کثیف اما قابل پوشیدن" 17- تنها یک مرد می تواند یک ماشین ارزان قیمت 2 میلیون تومانی بخرد و یک سیستم صوتی 4 میلیون تومانی بر روی آن نصب کند 18- زمان با ارزش مردها در کنار همسرانشان چگونه می گذرد؟ ملافه را روی سرشان می کشند و می گویند "تو خیلی نازی عزیزم" 19- یک خانم 35 ساله به بچه دار شدن فکر می کند، یک مرد 35 ساله به چیزی فکر می کند؟ به قرار گذاشتن با بچه ها 20- شما به مردی که همه چیز دارد چه میدهید؟ زنی که به او نشان دهد چگونه می تواند از آنها استفاده کند 21- چرا عنکبوت های سیاه پس از جفت گیری، جفت خود را می کشند؟ به این خاطر که می خواهند قبل از شروع خرخر جلوی آنرا بگیرند 22- چرا مردان تنها در نیمی از زندگی خود با بحران مواجه هستند؟ زیرا آنها در تمام طول زندگی خود در دوران نوجوانی به سر می برند 23- آینده نگری یک مرد چگونه مشخص می شود؟ به جای یک بطری 2 بطری مشروب بخرد 24- رفتن به بار مجردها چه فرقی با رفتن به سیرک دارد؟ در سیرک کسی صحبت نمی کند 25- چرا مردها به دنبال خانمهایی هستند که هیچ گاه قصد ازدواج با آنها را ندارند؟ به همان دلیلی که آدمها ماشینی را دنبال می کنند که هیچ گاه نمی توانند در آن رانندگی کنند 26- شما با مرد مجردی که تصور می کند بهترین هدیه خدا نصیب او شده چه می کنید؟ او را مبادله می کنیم 27- چرا آقایون مجرد جذب خانم های با هوش می شوند؟ دو چیز مخالف نسبت به هم کشش دارند 28- شباهت آقایون با ماشین چمن زنی در چیست؟ هر دو خیلی سخت به کار می افتند، در هنگام کار سر و صدای زیاد ایجاد می کنند و حتی نیمی از وقت را هم نمی توانند به درستی کار کنند 29- فرق یک شوهر جدید با یک هاپوی جدید در چیست؟ بعد از یک سال هاپو هنوز هم از دیدن شما به هیجان می آید 30- نازکترین کتاب دنیا چه نام دارد؟ چیزهایی که مردان در مورد زنان می دانند
نوشته شده در شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 14:58 توسط فرزانه| |

 

 

نوشته شده در سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 21:16 توسط فرزانه| |

 
 
 
مي رسد روزي كه بي من روز ها را سر كني مي رسد روزي كه مرگ عشق را باور كني مي رسد روزي كه تنها در كنار عكس من خاطرات كهنه ام را مو به مو از بر كني
نوشته شده در سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 21:13 توسط فرزانه| |

گمان كردم كه با من هم دل و
هم دين و
هم دردي
به دردي با تو پيوستم
ندانستم كه نا مردي
شبي پرسيدمش با بي قراري
كه غير از من كسي را دوست داري!؟
دو چشمش از خجالت بر هم افتاد
ميان گريه هايش گفت آري!!!!!!!!!!!!!
نوشته شده در سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 21:12 توسط فرزانه| |

دوست ، واژه است
واژه ای که از لب فرشته ها چکیده است
دوست ، نامه است
نامه ای که از خدا رسیده است
نامه خدا همیشه خواندنی ست
توی دفتر فرشته ها
واژه ی قشنگ دوست ماندنی ست

راستی دلت چقدر
آرزوی واژه های تازه داشت
دوست گُلت رسید
واژه را کنار واژه کاشت
واژه ها کتاب شد
دوستت همان دعای توست
آخرش دعای تو
مستجاب شد
...
نوشته شده در سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 21:12 توسط فرزانه| |

 

نوشته شده در سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 21:11 توسط فرزانه| |

  

نوشته شده در سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 21:9 توسط فرزانه| |

در دایره عشق اگر باران بلا بارید ٬ عاشق آن است که از دایره بیرون نرود . . .

منبع:www.shabash.blogfa.com

 

ای کاش دنیا ساعت بود و من و تو عقربه های آن تا هر یک ساعت یک بار به هم میرسیدیم . . . !

منبع:www.shabash.blogfa.com

نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم تیر 1388ساعت 14:2 توسط فرزانه| |

با خواندن اولین تست و انتخاب گزینه مناسب به سوالی که هر گزینه مشخص کرده بروید و به آن سوال جواب دهید. مثلاً اگر گزینه پ سوال ۱ را انتخاب کردید دیگر لزومی ندارد سوال ۲ و ۳ را پاسخ دهید فقط کافی است به سوال ۴ مراجعه کنید.
۱) بیش از همه دوست دارید به کجا سفر کنید:
الف) پکن: رجوع شود به سوال ۲ ب) توکیو: رجوع به سوال ۳ پ) پاریس: رجوع به سوال ۴

۲) آیا تا به حال با دیدن فیلم ترحم‌انگیزی به گریه افتاده‌اید؟!
الف) بله: رجوع به سوال ۴ ب) خیر: رجوع به سوال ۳

۳) اگر با نامزدتان قرار داشته باشید و او یک ساعت بعد هم سر قرار نیاید چه کار می‌کنید؟!
الف) نیم ساعت دیگر صبر می‌کنید: رجوع به سوال ۴ ب) فوری از محل قرار می‌روید: رجوع به سوال ۵ پ) آنقدر صبر می‌کنید تا بیاید: رجوع به سوال ۶

۴) آیا دوست دارید به تنهایی به سینما بروید؟
الف) بله: رجوع به سوال ۵ ب) خیر: رجوع به سوال ۶

۵) اگر در ابتدای آشنایی با نامزدتان او بخواهد دست شما را بگیرد چه واکنشی نشان می‌دهید؟
الف) از این کار امتناع می‌کنم : رجوع به سوال ۶ ب) برای مدت کوتاهی دستش را می‌گیرم: رجوع به سوال ۷ پ) پیشنهادش را قبول می‌کنم و دستش را می‌گیرم: رجوع به سوال ۸

۶) آیا شما فرد شوخ طبعی هستید؟
الف) بله: رجوع به سوال ۷ ب) خیر: رجوع به سوال ۸

۷) به نظرتان مدیر توانایی هستید؟
الف) بله: رجوع به سوال ۹ ب) خیر: رجوع به سوال ۱۰

۸) اگر امکان داشت دوباره به دنیا بیایید دوست داشتید چه جنسیتی داشته باشید؟
الف) مرد: رجوع به سوال ۹ ب) زن: رجوع به سوال ۱۰ پ) اهمیتی ندارد: شخصیت نوع ۴

۹) آیا در آن واحد بیش از یک دوست صمیمی دارید؟
الف) بله: شخصیت نوع ۲ ب) خیر: شخصیت نوع ۱

۱۰) آیا به نظرخودتان فرد باهوشی هستید؟
الف) بله: شخصیت نوع ۲ ب) خیر: شخصیت نوع ۳

پاسخ تست:

شخصیت نوع یک؛ به شما تبریک می‌گوییم: شما برای همسرتان فرد بسیار جذابی هستید. حتی از منظر او شما زیبایی چشم‌گیری دارید. نه تنها ترکیب ظاهری زیبایی دارید. بلکه شخصیت شوخ‌طبع و لطیفی دارید. شما فرد فرهیخته‌ای هستید و می‌دانید که با همسرتان چگونه کنار بیایید و وقت‌تان را در اختیارش بگذارید.به این ترتیب است که شما فرد دلخواه او به شمار می‌روید.

شخصیت نوع دو؛ کاملا" خوب: شما به راحتی همسرتان را جذب می‌کنید اما خودتان را به این راحتی در دام عشق گرفتار نمی‌کنید. شوخ طبعی تان او را وادار میکند تا با شما کنار بیاید. او از بودن در کنار شما احساس شادمانی بسیاری دارد.

شخصیت نوع سه؛ بد نیست: شما نمی‌توانید به خوبی نامزدتان را به خود جذب کنید. اما خصوصیات جالب توجهی دارید که او بتواند با تکیه بر آنها با شما کنار بیاید. سعی می‌کنید برای مشاهده امور مختلف دیدگاه یگانه‌ای داشته باشید. شما در چشم دوستانتان فردی کاملاً صمیمی هستید.

شخصیت نوع چهار؛ مواظب باشید:شما نمی‌توانید نامزدتان را به خود جذب کنید چرا که دانش و ارزشهای غریزی انسانی والایی برخوردار نیستید. گاهی مواقع از خودتان بی‌تفاوتی‌هایی نشان می‌دهید به همین دلیل است که مورد پسند همسرتان نیستید .

نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم تیر 1388ساعت 13:35 توسط فرزانه| |

عکس های عشقولانه
نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم تیر 1388ساعت 13:34 توسط فرزانه| |

منبع:www.shabash.blogfa.com

بي تو، مهتاب‌شبي، باز از آن كوچه گذشتم،

همه تن چشم شدم، خيره به دنبال تو گشتم،

شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم،

شدم آن عاشق ديوانه كه بودم.

 

در نهانخانة جانم، گل ياد تو، درخشيد

باغ صد خاطره خنديد،

عطر صد خاطره پيچيد:

 

يادم آم كه شبي باهم از آن كوچه گذشتيم

پر گشوديم و در آن خلوت دل‌خواسته گشتيم

ساعتي بر لب آن جوي نشستيم.

 

تو، همه راز جهان ريخته در چشم سياهت.

من همه، محو تماشاي نگاهت.

 

آسمان صاف و شب آرام

بخت خندان و زمان رام

خوشة ماه فروريخته در آب

شاخه‌ها  دست برآورده به مهتاب

شب و صحرا و گل و سنگ

همه دل داده به آواز شباهنگ

 

يادم آيد، تو به من گفتي:

-        ” از اين عشق حذر كن!

لحظه‌اي چند بر اين آب نظر كن،

آب، آيينة عشق گذران است،

تو كه امروز نگاهت به نگاهي نگران است،

باش فردا، كه دلت با دگران است!

تا فراموش كني، چندي از اين شهر سفر كن!

 

با تو گفتم:‌” حذر از عشق!؟ - ندانم

سفر از پيش تو؟ هرگز نتوانم،

نتوانم!

 

روز اول، كه دل من به تمناي تو پر زد،

چون كبوتر، لب بام تو نشستم

تو به من سنگ زدي، من نه رميدم، نه گسستم ...“

 

باز گفتم كه : ” تو صيادي و من آهوي دشتم

تا به دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم

حذر از عشق ندانم، نتوانم! “

 

اشكي از شاخه فرو ريخت

مرغ شب، نالة تلخي زد و بگريخت ...

 

اشك در چشم تو لرزيد،

ماه بر عشق تو خنديد!

 

يادم آيد كه : دگر از تو جوابي نشنيدم

پاي در دامن اندوه كشيدم.

نگسستم، نرميدم.

 

رفت در ظلمت غم، آن شب و شب‌هاي دگر هم،

نه گرفتي دگر از عاشق آزرده خبر هم،

نه كني ديگر از آن كوچه گذر هم ...

 

بي تو، اما، به چه حالي من از آن كوچه گذشتم

نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم تیر 1388ساعت 13:33 توسط فرزانه| |

 

 

خیلی سخته عاشق کسی بشی اما اون حتی ندونه دردتو

از چشات نخونه قصه غمو علت لرزش دست سردتو

خیلی سخته زندگیت فنا بشه واسه دیدن یه لبخند رو لباش

واسه گفتن از امید و آرزو تو سیاهی غم انگیز شباش

من نیومدم بگم عاشقتم چون از این حرفا پره گوش همه

اشتباهه که میگن گریه مرد واسه زخمای تنش یه مرهمه

من نیومدم بگم تو هم بیا مثه قصه ها بریم از این دیار

یا که خیلی مهربون واسه من ادای عشقو در بیار

تو می خوای برنده باشی می دونم به همه میگم ببازن جلو پات

هر چی اسپنده به آتیش میکشم تا که چشمت نزنن بشن فدات

تو می خوای پرنده باشی میدونم یه نفس هوای خوشبختی می خوای

خودم آسمون هفتمت میشم تو فقط بگو بگو باهام میای. 

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم تیر 1388ساعت 13:28 توسط فرزانه| |

Click to view full size image

 

نوشته شده در جمعه بیستم دی 1387ساعت 0:16 توسط فرزانه| |

Click to view full size image

Click to view full size image

Click to view full size image

نوشته شده در جمعه بیستم دی 1387ساعت 0:13 توسط فرزانه| |

نوشته شده در جمعه بیستم دی 1387ساعت 0:8 توسط فرزانه| |

! از خدا نمیگذرم اگه بخواد از تو و گناه تو بگذره !

 

نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم دی 1387ساعت 23:36 توسط فرزانه| |

نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم دی 1387ساعت 23:28 توسط فرزانه| |

:photoschau
 
نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 0:13 توسط فرزانه| |

دوباره تنها شده ام،دوباره دلم هواي تو را کرده.

  خودکارم را از ابر پر مي کنم و برايت از باران مي نويسم.

  به ياد شبي مي افتم که تو را ميان شمع ها ديدم.

  دوباره مي خواهم به سوي تو بيايم.تو را کجا مي توان ديد؟

  در آواز شب اويز هاي عاشق؟

  در چشمان يک عاشق مضطرب؟

  در سلام کودکي که تازه واژه را آموخته؟

  دلم مي خواهد وقتي باغها بيدارند،براي تو نامه بنويسم.

  و تو نامه هايم را بخواني و جواب آنها را به نشاني همه ي غريبان جهان بفرستي.

  اي کاش مي توانستم تنهاييم را براي تو معنا کنم و از گوشه هاي افق برايت آواز
  بخوانم.

  کاش مي توانستم هميشه از تو بنويسم.

  مي ترسم روزي نتوانم بنويسم و دفترهايم خالي بمانند و حرفهاي ناگفته ام هرگز به
  دنيا نيايند.

  مي ترسم نتوانم بنويسم و کسي ادامه ي سرود قلبم را نشنود.

  مي ترسم نتوانم بنويسم وآخرين نامه ام در سکوتي محض بميرد وتازه ترين شعرم به تو
  هديه نشود.

  دوباره شب،دوباره طپش اين دل بي قرارم.

  دوباره سايه ي حرف هاي تو که روي ديوار روبرو مي افتد.

  دلم مي خواهد همه ي ديوارها پنجره شوند و من تو را ميان چشمهايم بنشانم.

  دوباره شب ،دوباره تنهايي و دوباره خودکاري که با همه ي ابر هاي عالم پر نمي شود.

  دوباره شب،دوباره ياد تو که اين دل بي قرار را بيدار نگه داشته.

  دوباره شب،دوباره تنهايي،دوباره سکوت،دوباره من و يک دنيا خاطره...

نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 0:3 توسط فرزانه| |

Image and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPic

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 23:58 توسط فرزانه| |

 

نوشته شده در جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 1:28 توسط فرزانه| |

نوشته شده در جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 1:17 توسط فرزانه| |

نوشته شده در جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 1:9 توسط فرزانه| |

اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.zibasazi.bahar-20.comاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.zibasazi.bahar-20.comاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.zibasazi.bahar-20.comاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.zibasazi.bahar-20.comاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.zibasazi.bahar-20.comاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.zibasazi.bahar-20.comاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.zibasazi.bahar-20.comاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.zibasazi.bahar-20.com
نوشته شده در یکشنبه هفدهم آذر 1387ساعت 23:31 توسط فرزانه| |

نوشته شده در یکشنبه هفدهم آذر 1387ساعت 23:21 توسط فرزانه| |


Design By : Night Skin